العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

279

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

و بسند ديگرى از آن حضرت روايت شده كه بيكى از اصحاب خود فرمودند در باره ارواح چه ميگوئى ؟ البته آنها دسته‌هاى مختلف و گرد هم جمع بودند هر كدام با هم آشنا بودند بهم پيوستند ، و هر كدام ناآشنا بودند از هم جدا ماندند آن مرد عرضكرد ما همچنين ميگوئيم ، حضرت فرمود مطلب اين چنين است ، خداوند متعال از بندگانش پيمان گرفت وقتى آنها به صورت سايه و شبحى بودند قبل از ولادت و آمدن به اين دنيا ، چنانچه در قرآن ميفرمايد : و هنگامى كه خداى تو از پشت فرزندان آدم ذريّه آنها را گرفت و آنها را بر خود گواه گرفت « 1 » تا آخر آيه ، بعد از آن فرمود : هر كس در آن روز به او اعتراف كرد ، انس و الفتش بدينجا آمد ، و هر كس او ( خدا ) را آن روز منكر شد در اينجا خلاف او آمد . ابن اثير در نهايه گويد : در حديث است كه ارواح دسته‌هاى مختلف و گرد هم جمع بودند ، هر كدام از آنها با يك ديگر آشنائى داشتند مأنوس شدند ، و هر كدام آشنا نبودند همچنان نامأنوس ماندند بعد از آن گويد مجنّده يعنى جمع شده و گرد هم همچنان كه ميگويند الوف مؤلّفه ، و قناطير مقنطره و معناى اين حديث خبردادن از ابتداء آفرينش ارواح و پيش بودن آنها از ابدانست يعنى روحها در ابتداى آفرينش دو قسم آفريده شد همچون لشكرهاى آماده متراكم هنگامى كه روبرو شوند ، و معنى تقابل ارواح همانست كه خداوند از سعادت و شقاوت و اخلاق از ابتداء آفرينش ، ارواح را بر آنها قرار داده ، ميگويند بدنهائى كه آن ارواح در آنها جا گرفته در دنيا يك ديگر را ديدار ميكنند و بر حسب همان آفرينش اوليّه با يك ديگر مأنوس يا نامأنوس هستند ، به همين جهت است كه مىبينى آدم خوب و اهل خير هميشه اهل خير را دوست دارد و بسوى آنها كشيده مىشود و آدم بد اشرار را دوست دارد و بسوى آنها ميرود ، پايان سخن ابن اثير . خطابى گويد : ارواح قبل از ابدان آفريده شده و در آن عالم با هم

--> ( 1 ) سورهء اعراف آيه 172 .